خرید بک لینک

نکاتی که باید درباره دوره آموزشی سربازی بدانید


این مطلب خاطرات و نکات خوبی از آقای حمیدرضا نیرومند(وبلاگ آفتابگردان)است،که در میان دوره آموزشی این پست را گذاشته است...نکات و خاطرات خوب و واقعا بدرد بخوری را نوشته،واسه خود من که 1آبان ماه 95(1ماه دیگه) خدمت میرم جالب بود و یه چیز کلی دستم اومد و تجسم کردم،امیدوارم به سلامتی این دوران را پشت سر بگذارید و لذت ببرید.
من از ابتدای تیر ماه 88 به دوره آموزشی سربازی اعزام شدم و اکنون که مینویسم، دقیقاً 30 روز از آن تاریخ میگذرد و در مرخصی میاندوره به سر میبریم. در مطلب "چطور امریه آموزش و پرورش بگیریم؟ یا چطور «سرباز معلم» شویم؟" گفته بودم که بنده سرباز معلم خواهم بود و فقط دوره آموزشی دو ماهه را میگذرانم و بعد در خدمت آموزش و پرورش هستم.
می خواهم از تجربیاتمان از این مدت بگوییم که به احتمال بسیار زیاد برای دوستانی که در آینده اعزام خواهند شد، مفید خواهد بود.
صحبت شاید کمی به درازا بکشد، اما نکات مهمی است که برای افرادی که عازم هستند، خیلی خیلی لازم است.
مهمترین سؤال این است که در دوره آموزشی به انسان سخت میگذرد یا خوش؟
واضح است که پاسخ به این سؤال، غیرممکن است! چون به عوامل بسیاری بستگی دارد. از جمله اینکه شما در ارتش خواهید بود یا در نیروی انتظامی و یا در سپاه؟ و یا اینکه تحصیلات شما چطور است؟ و یا اینکه پیش از این چطور زندگی کردهاید، دور از خانواده یا اینکه تنگ دل پدر و مادر؟
من مطالبم را طبق تجربه خودم مینویسم. یعنی یک سرباز که در نیروی زمینی سپاه در پادگانی در یزد دوره میبیند. اما در شرایط مختلف، تقریباً این مطالب یکسان است.
چیزی که همگان می دانند این است که در روزهای اول دوره آموزشی، به شما خوش نخواهد گذشت! پس همین الان خیالتان را راحت کنم که باید خودتان را برای محیطی آماده کنید که پیش از این هرگز تجربه نکردهاید!
من دفتر خاطرات دوستان زیادی را با اجازه آنها مطالعه میکردم. اکثراً در اوایل دفترچه خاطرات، جملاتی با این مضمون نوشته بودند:
دنیا را میبینی؟ آدمی مثل من که در محله و خانواده کسی جرأت نداشت بگوید بالای چشمت ابروست، حالا هر وقت میگویند "بشین" مینشیند، میگویند "پاشو" پا میشود، میگویند "بدو" میدود، میگویند "سینه خیز برو" جرأت ندارد اعتراض کند و در کمال خفت، سینه خیز میرود و ...
بله، دقیقاً همینطور است!
نکته اول:
قبل از اعزام، شخصیت قبلی خود را کاملاً فراموش کنید! القاب زیبایی که به شما میدادهاند، احتراماتی که به شما میگذاشتهاند، همه و همه را فراموش کنید وگرنه بدترین دوران عمرتان را خواهید گذراند!
اگر مدرس دانشگاه بودهاید و شما را "استاد" خطاب میکردهاند، اگر مهندس بودهاید و شما را "مهندس" خطاب میکردهاند، اگر دکتر بودهاید و شما را "دکتر" خطاب میکردهاند، اگر مدیر بودهاید و شما را Admin خطاب میکردهاند، اگر پهلوان بودهاید و شما را "پهلوان" خطاب میکردهاند و خلاصه اگر هر لقب قشنگی داشتهاید، التماس میکنم آنها را فراموش کنید. در دوران آموزشی، شما همچون هزاران جوان دیگر خواهید بود که فرماندهان معمولاً شما را به دید یک جوان شرور میبینند که باید از شما زهر چشم گرفته شود تا غرور و صدایتان بخوابد! پس هرگز نخواهند گفت: "جناب استاد! لطفاً چند قدم بدوید!" منتظر لحنی باشید که نوعی توهین به شما حساب میآید، اما به هر حال، باید تحمل کنید.
شما در همان روز اول با کچل کردن موهایتان، کاملاً شوکه خواهید شد! مخصوصاً اگر خیلی به موهایتان حساس باشید...!
باقی در ادامه متن...>>>

برچسب: نویسنده: شیدا حسنی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 3:13

صفحه بندی